أبو الحسن الشعراني
392
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
است ، نه كند است و نه نرم . « 1 » لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً . « 2 » مؤلف : و در بعضى تفاسير آمد كه از هر هزار كه نصيب شيطان است ، يكى نصيب خداى باشد ، براى آنكه اغلب فرمان او برند و اندكى فرمان خداى برند . علّامه شعرانى : در تفسير شيخ محمّد عبده « 3 » گويد : هركس در خويش مىيابد كه نصيبى از شيطان دارد و بر خلاف عقل و مصالح او ، او را وسوسه و بشر را به شرّ ترغيب مىكند . و هم گويد : اين مكالمه تكوينى است مانند قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ، « 4 » يعنى زمين و آسمان گفتند : ما فرمانبرداريم . و اين سخن را گروهى نمىپسندند و آن را تأويل غير جايز مىشمارند . محيى الدين عربى در فتوحات « 5 » در نظاير اين گفته است : هر تعبير مجازى كه در شرع آمده است به مصلحتى است و آن را حفظ بايد كرد ، مثلا خدا بر عرش و بالاى سر يا آسمانهاست و دست و چشم دارد و امثال آن ، گرچه مىدانيم او جسم نيست و مكان ندارد ، امّا مصلحتى بوده است كه خداوند اينگونه تعبير كرد و نگفت : من در قعر چاهها و زير پاى مردمم و بىدست و پا و بىچشم و گوشم . تعبير شيطان هم به آنكه چنين و چنان خواهم كرد ، اگرچه مكالمهء تكوينى باشد ، جز به همين عبارت كه خداى تعالى فرموده ، مؤثر نيست ، مانند بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ « 6 » در مقابل يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ . « 7 »
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 16 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 118 . ( 3 ) . تفسير عبده . ( 4 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 11 . ( 5 ) . فتوحات مكّيّه ، ج 1 ، ص 89 . ( 6 ) . مائده ( 5 ) آيهء 64 . ( 7 ) . همان .